اینجا خطه شیران است

درد دل بچه های یتیم!

می بینی خدا جون
نویسنده : افسانه ( ایران سرزمین من - زنی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۸
 

بالای قبر پدر اشک ریخت گفت:"در گیری بالا گرفت؛ دلار فروش دلارها را نمی دهند با ناراحتی مرا بهانه کردتعجب اینقدر دروغ! پس کو وجدان"

راستی سلام خدای مهربان چشمکمن یاسین هفده سالهلبخند


 
 
مبارکباد
نویسنده : افسانه ( ایران سرزمین من - زنی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٤
 


 
 
ترس...
نویسنده : افسانه ( ایران سرزمین من - زنی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥
 

سلام بر خدای خوب؛

من ترانه هستم؛ کلاس پنجم دبستان. هوا خیلی سرد شده . می دونی خدا من نمی خواستم اینو بگم. می خواستم بگم آدم بزرگ ها خیلی ترس دارند. میفهمی که چی میگم ، من که خیلی می ترسم. خدا جون کاری بکُن آدم ها با هم جنگ نکنند.

قربونت، عاشقتم!

فقط من نیستم که از آدم بزرگ ها می ترسم ها .


 
 
سلام خدا
نویسنده : افسانه ( ایران سرزمین من - زنی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧
 

  خودت میدونی که من پدر ومادر ندارم . تازه دلم مثل شیشه می مونه شکسته شده اینقدر فرق می ذاره پیش اون کس هایی که زندگی می کنم.آقاه یعنی شوهر عمه ام ادعای آدم های خوب در می آره  یک آدم دروغِ  این ها را از تو فیلم ها یاد گرفتمخجالت خُب نگن تا ما هم یاد نگیریم هر چند خدا جون منو ببخش من نباید مثل اون ها باشم.

 من تا می آیم حرف بزنم میگه چقدر میگی که  گفتم: گفت من هم میگم همین گفتم گفت ها! های من در پیش دبستانی ام جایزه گرفته آخه گفتم که چقدر دوستتان دارم نگفتمخنده قهقهه  اما عمه ام میگه پسر تو نمی فهمی بچه ای زبون بریز عشوه بیا میگم عمه جان مگه من دخترم من یک پسرم.شیطان

عمه ام میگه خجالت یادم نبود .بچه منظورم اینه که مهربون تر باش تعریف کُن ومیگم عمه جون یعنی چی؟

میگه خاک بر سرت که هیچی نمی دونیبامن حرف نزن میگم عمه جون من از اون بچه همسایه هم کمتر هستم که شوهر عمه یعنی عمو به اون جایزه دادساکتعمه جون گفت: ول کُن خدا از اون بالا نگاه می کنه یادت باشه. من فکر کنم عمه ام هم از دست عمو ناراحتِسوال میگه مطمین باش عذاب وجدان ققلکش می ده.

ایران - تهران از طرف یک پسر 6 سالهنیشخند


 
 
خدا جون دیدی !
نویسنده : افسانه ( ایران سرزمین من - زنی از دیار سبز ) - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳
 

امام صادق علیه السلام:

هنگامی که بنده ی مومن دعا کند خداوند عز وجل به فرشتگان گوید با این که دعای این بنده مستجاب است در عین حال حاجتش را دیرتر بر آورید چون من دوست دارم آوازش را بشنوم.

دعایت چیستسوال

آدم هایی که ضایع می کنندناراحت

چطوریتعجبمن مهد کودک که بودم یه شعر سر کلاس خوندم گفتند خوبهساکت بعد جشن بود  وقتی خوندم اوه کلی ایراد گرفتند. من جواب ندادم کهآخ آخه بلد نیستم کوچولو هستم.تازه باز هم ضایع کرد منوخجالت بابایی گفته بود به هانیه جون دختر من ... تازه یکی از بچه ها گفته بود این سر کلاس نقاشی نکشه اول بیآید ما ببینیم بعدا هانیه جون هم چیزی نگفت : تازه اون دختره هم  یه بار گفت تو که نقاشی هاتو کسی برات می کشه یا  اگه این مدل نقاشی مال خودش باشه  یا خیلی چیز های دیگه منم دلم گرفته خدا جون تو خودت جواب اینها را بده یادت نره هانیه جون خیلی بد دهن بد اخلاق با من اینطوره

بعد به زور نقاشی منو چاپ کردند. بعد اون آقاه می خواست کادو بده اول مال اون هایی که از همه بد تر بود داد. حالا من گریه کردم تازه هانیه جون اینقدره دروغ میگه رفته به بابایی گفتهدروغگو به من حرف های بد بد می زنه شما یادش دادید..  منم گریه کردم.

از طرف ستاره 7 ساله یه چایی همین نزدیکی هازبان

 تازه من برای بچه های فلسطین نامه نوشتم برایت دعا می کنم به آرزوهای قشنگت برسی به همین زودی زود. فکر نکنید کار راحتیِ


 
 
دکتر علی شریعتی
نویسنده : افسانه ( ایران سرزمین من - زنی از دیار سبز ) - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩
 

ببخش که سخت محتاجیم

التماس دعا


 
 
التماس دعا
نویسنده : افسانه ( ایران سرزمین من - زنی از دیار سبز ) - ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸
 

خدایا ی خوبم

می بینی دلگیری های آدمیان را...

پس دریاب


 
 
دعای جوشن کبیر
نویسنده : افسانه ( ایران سرزمین من - زنی از دیار سبز ) - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
 

(11) ای نوای من در هنگام سختی ام، ای امید من در هنگام مصیبتم ای مونس من در هنگام ترس و تنهایی ام، ای همراه من در هنگام بی کسی ام ای ولی من در هنگام نعمتم، ای دادرس من به هنگام گرفتاریم ای راهنمای من به هنگام سر گردانی ام، ای مایه بی نیازی من در هنگام نیازمند یم ای پناه من به هنگام در ماندگی ام، ای یاور من به هنگام هراسم.

التماس دعا


 
 
← صفحه بعد